در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «برخورد تمدن ها و فروپاشی غرب» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
برخورد تمدن ها و فروپاشی غرب
نوشته: احمد فرید فرزاد هروی
ساموئل هانتینگتون در سال 1993 متعاقب فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، در نظریهی معروفش «برخورد تمدنها» جنگهای آیندهی بشر را با قطببندی های تمدنی تعریف کرده بود. وی با مطرح کردن 9 حوزهی تمدنی، نقش سه تمدن بزرگ که هر کدام ادعای حاکمیت جهانی و رهبری بشر را دارند، را پر رنگ میکند. تمدن غربی، تمدن اسلاو-کنفوسیوس روسیه و چین و تمدن اسلامی.
در بحبوحه ی مطرح شدن برخورد تمدنها، تنش عمیق بین تمدن چین-روسیه و تمدن غرب در جریان بود. هانتینگتون بر این باور بود که در رویاروی با تمدن غرب، احتمال این که تمدن چین-روسیه با تمدن اسلامی علیه غرب در یک صف واحد قرار بگیرند، زیاد است. وی با نظریه ی فوکویاما که دست آوردهای رنسانس غرب را آخرین ایستگاه فکری، تمدنی بشر میدانست، به شدت مخالف بود و آسیب های احتمالی تمدن غرب را بعید نمیدانست.
از سوی؛ رقیب دیرینهی غرب، روسیه دوباره با اقتدارتر از گذشته از نظر سیاسی و نظامی سر بر آورده و چین گوی سبقت اقتصادی را از غرب ربوده و هر دو، غرب را با همه اقتدارش به چالش کشیده اند.

جهان اسلام، اما تا هنوز درگیر مشکلات خویش است. اقتصادهای ورشکسته، پراکندهگی و اختلافات سیاسی، فکری و مذهبی، جنگها و تنش های مرزی، قومی و ملیتی هنوز جهان اسلام را در حالت ضف نگهداشته و فرصت جولان اقتدار طلبی را از آن گرفتهاست. در حالی که روزنه های از قوت در برخی از کشورهای اسلامی نیز به صورت بالقوه وجود دارد و کماکان میتواند چالش های پراکندهای برای غرب ایجاد کند.
میتوان گفت که در برابر غرب «تمدن بیمار»، تمدن چین-روسیه با قدرت بالفعل و تمدن اسلامی با قدرت بالقوه وجود دارد که هر کدام میتوانند ضربه ی نهایی را برای از پا در آوردن غرب وارد سازند.
حال، آنچه هانتینگتون پیشبینی کرده بود برای اتحاد صف واحد بین تمدن اسلامی و تمدن چین-روسیه، گمان نمیرود چنین امری زیاد متحمل باشد، بلکه آنچه بیشتر نزدیک به احتمال به نظر میرسد، شاید نیاز غرب برای اتحاد صف با جهان اسلام باشد. گمان میرود دیر یا زود غرب این نیاز را هر چه بیشتر درک کند و این امر زمینه های رشد اسلام در غرب را بیشتر فراهم آورد.
چندین مؤلفه را میتوان در نظر داشت که ضعف غرب در برابر دو رقیب سر سختش به خصوص تمدن اسلامی را نمودار میسازد و آینده ای مبهم را پیش روی غرب میگذارد:
در سدهی اخیر موج جنگهای فکری غرب علیه اسلام که در قرن 20 با استشراق شروع و متعاقب آن با استعمار ادامه یافت، فروکش نمود و اکنون با شروع قرن 21 در حوزهی فکری شاهد تهاجم فکر اسلامی علیه اندیشه های غربی هستیم. از اینرو، غرب توانایی رویارویی تمدنی علیه اسلام را از دست دادهاست و بسیاری از مولفه های فکری غربی دیگر کارایی لازم در عصر حاضر را ندارد.
جهان اسلام، دارای جمعیت جوان محسوب میگردد. جمعیتی که همواره در حال رشد است. بیشترینه ی این رشد از سبب تولد بوده و فیصدی نیز مربوط به گرایش روز افزون به اسلام در کشورهای غیر اسلامی و به خصوص در غرب میشود.
موج مهاجرت مسلمانان به سوی غرب، تحولی بزرگ و آغاز تغییرات گسترده دموگرافیکی در جهان غرب خواهد بود. غرب متأثر از نوع تفکر فکری فرهنگی و سبک زندهگی بر اساس ارزش های انسانگرایی (Humanism)، به یک جامعه ی پیر تبدیل شدهاست که دیگر فاقد نیروی جوان و کارا میباشد، لذا به شدت نیاز به نیروی بشری و نسل جوان و کارا دارد که این نیاز را فقط جهان اسلام میتواند تأمین کند. سرازیر شدن سیلی از جوانان مسلمان به کشورهای غربی با ارزشها و سبک زنده گی متفاوت، گرچه برای هر دو طرف چالش زاست، اما در دراز مدت میتواند تأثیرات شگرفی بر جوامع غربی بگذارد و زمینهی رشد اسلام و گرایش غربیها به اسلام را فراهم سازد.
شکست های نظامی پیهم غرب در سوریه، عراق و افغانستان، غرب را شدیداً مستأصل نموده است. از سوی، غرب با تمام شأن و شوکت از حمایت یونان در مقابل ترکیه عاجز ماند و در برابر منافع ترکیه کوتاه آمد و اخیراً در قضایای اوکراین، روسیه فاتحانه عمل کرد و غربیها نتوانستند عکسالعمل مبتکرانه ای داشته باشند.
با آنچه گفته آمدیم، اینک غرب در جهان امروز چه از نظر تمدنی و چه اقتصادی، سیاسی و نظامی در سراشیبی سقوط قرار گرفته است و در حال از دست دادن مواضع خویش است. اما اینکه غرب سر انجام در دامان تمدن چین-روسیه سقوط خواهد کرد و یا تمدن اسلامی، گذر زمان احتمال آن را واضح تر خواهد ساخت. آنچه میتوان گفت آن است که غرب نسبت به تمدن چین-روسیه؛ بیشتر از تمدن اسلامی متأثر است و برای بازسازی تمدنی، فکری و فرهنگی نیاز دارد تا در مقابل حقیقت اسلام سر تعظیم فرود آورد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضایی